ترس افراطی از مرگ که توده مردم به آن دچارند، همواره سبب سواری گرفتن ستمگران از آنها بوده و خواهد بود.
خاک ایران شاهد است که دلاوران آریایی چنین نکردند و آنچه شهرت آنان را در جهان گستراند، تهور و جسارت و دلاوری شان بود.. آن سواران پارتی که در صف اول واحد نظامی خود و نیزه بر دست، اسب های خود را بر می انگیختند و به قلب سپاه رومیان می زدند ،آیا از ترس و "احتمال" مرگ باید روی بر می گرداند تا علاوه بر جان خود، زنانشان، کودکانشان و میهنشان را نیز از دست دهند؟ مرگی که در راه میهن باشد، از هر زندگی لذت بخشی، شیرین تر خواهد بود. به سان یک خواب شیرین است.... از آن آسوده ای که نمرده ای، چرا که آن حس میهن پرستی که در قلب توست، همواره در خون همرزمانت جریان دارد و هیچ گاه باز نخواهد ایستاد… آسوده چشم بر هم می گذاری و در آغوش خاک مادر همیشگی ات - میهن - جای میگیری، چون می دانی آنچه که تو هستی، اندیشه توست و از این روی تا ابد در قلب دیگر همرزمانت خواهی تپید... آن حس تو هستی و دیگر هم اندیشانت… از این روی ای ایرانی ... شمشیرهای کین خواهی را بر دست گیر و بشتاب و ستون های تازی پرستی را در خاکت، بی واهمه از ریشه برکَن و نیک بدان که اگر هم در آغوش خاک پاک ایران خفتی، هیچ گاه نمرده ای و همواره در قلب ایرانیان، جاودانه خواهی ماند...
